خبرگزاری حوزه | ایران اسلامی در جنگ رمضان(۱۴۰۴ شمسی) فقط درگیر یک جنگ نظامی ساده نیست، بلکه در یک نقطۀ عطف تاریخی قرار دارد. سالها دشمنان ایران این روایت را داشته که اگر ایران به درگیری واقعی برسد، عقبنشینی میکند و اگر فشار افزایش یابد، کوتاه میآید. آنها حتی میگفتند اگر آمریکا وارد میدان شود، ایران توان ایستادن ندارد. در فضای رسانهای هم مداوم القا میکردند که ایران مجبور است با آمریکا مذاکره کند، امتیاز بدهد و عقب بنشیند. هدف آنها این بود که تصویری از ایران ضعیف و منزوی در ذهن منطقه و جهان بسازند. اما استمرار جنایت رژیم صهیونیستی پس از حمله به مدرسۀ ابتدایی میناب و شهادت کودکان معصوم و بیپناه، و نیز با به شهادترساندن رهبر حکیم و فرزانۀ انقلاب اسلامی و سپس ورود مستقیم آمریکا به جنگ با ایران رخ داد، کل این روایت را بههم ریخت. زمانی که پاسخ موشکی ایران به قلب تلآویو رسید و آسمان سرزمینهای اشغالی به صحنۀ نورافشانی موشکهای ایرانی تبدیل شد، دنیا متوجه شد که با یک قدرت عادی مواجه نیست. این دیگر تصویر تبلیغاتیای نبود که سالها ساخته شده بود.
امروز ما عملاً با یک جبهۀ کامل درگیر هستیم؛ از رژیم صهیونیستی گرفته تا آمریکا و ۸۰۰ پایگاه آن در ۸۰ کشور و نقطه در منطقه. همان آمریکایی که سالها با چند ناو هواپیمابر برای دنیا خط و نشان میکشید، حالا ناوهایش زیر حملۀ مستقیم قرار گرفته و از کار افتادهاند، پایگاههایش نابود شده و حتی بعضی از جنگندههای پیشرفتهاش نیز در این میدان ساقط شدهاند. همچنین ایالات متحده دارای ۸ سامانه دفاع موشکی THAAD در نقاط مختلف جهان است که هر کدام ارزش تقریبی ۳۰۰ میلیون دلار دارند، اما جالب است که ایران در یک هفته توانسته است ۴ عدد از این سامانهها را از کار بیندازد.
این یعنی معادلۀ قدرت در منطقه و جهان تغییر کرده است. وقتی یک کشور بتواند همزمان در برابر رژیم صهیونیستی، آمریکا و شبکۀ گستردهای از کشورهای حامی آنها(۴۰ کشور) بایستد و موشکهایش از ۱۶ لایۀ پدافندی بگذرد و نه تنها عقبنشینی نکند، بلکه ضربه هم وارد کند، این دیگر تنها یک مقاومت نیست؛ بلکه نشانۀ ظهور یک ابرقدرت جهانی است.
بنابراین، وقتی گفته میشود ایران از این نبرد بهعنوان یک ابرقدرت بیرون خواهد آمد، این یک ادعا و شعار احساسی نیست، بلکه نتیجۀ منطقی مسیری است که اکنون در حال شکلگیری است. قدرتی که بتواند ارادۀ خود را در چنین میدان پیچیدهای تحمیل کند، دیگر صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست.
جهان امروز با تعجب این صحنه را تماشا میکند. کشوری که سالها زیر سنگینترین تحریمها بوده، حالا موشکهایش در آسمانهای منطقه میدرخشند و معادلات قدرت را به هم میریزند. این همان لحظهای است که تاریخ بعدها دربارهاش خواهد نوشت.
قدرت دفاعی ایران؛ تکیهگاه امنیت و اقتدار
ایران، به عنوان کشوری که در منطقهای پُر از چالشهای امنیتی قرار دارد، همواره به قدرت دفاعی خود اهمیت داده است. این قدرت، افزون بر نیروهای شجاع سپاه، ارتش، بسیج و تجهیزات نظامی، نوآوریهای علمی، تلاش متخصصان داخلی و حفظ روحیۀ خودباوری در میان مردم است. قدرت دفاعی ایران مانند سپری است که امنیت کشور را حفظ میکند و به آن اجازه میدهد تا در برابر هرگونه تهدید خارجی، محکم بایستد. این توانمندیها، نمادی از استقلال و استقامت مردم ایران و نشانهای از این است که کشورشان به کسی اجازه دخالت در امور خود را نخواهد داد.
جالب اینجاست که حتی دشمنان ایران نیز به قدرت دفاعی این کشور اعتراف کردهاند. به عنوان مثال، ژنرال فرانک مکنزی(Frank McKenzie)، یک نظامی بازنشستۀ آمریکایی و یکی از چهرههای نظامی کلیدی آمریکا در حوزۀ خاورمیانه در سالهای اخیر که به طور عمده به عنوان فرمانده سابق فرماندهی مرکزی ایالات متحده؛ سِنتکام (CENTCOM) از سال ۲۰۱۸ تا آوریل ۲۰۲۲ شناخته میشود. او در سِنتکام مسئولیت عملیات نظامی ایالات متحده در خاورمیانه، آسیای مرکزی و بخشهایی از جنوب آسیا را بر عهده داشت و در طی مسئولیت خود، تصمیمات مهمی در قبال ایران اتخاذ کرد و اکنون به شکست سیاستهای آمریکا و قدرت دفاعی ایران اعتراف میکند. او میگوید: «ایران تصورات دنیا را از قدرت نظامی آمریکا عوض کرد. دنیا و حتی من فکر نمیکرد ایران در مقایل تمام توان آمریکا و اسرائیل و پس از ترور آیت الله خامنهای بتواند بیش از ۲ روز دوام بیاورد. بیش از ۵۰ سال زحمت کشیده شد تا پایگاههای سنتکام در خاورمیانه تقویت شود و اینها همگی از بین رفته است. ولی ایران سر جایش هست و جایی نمیرود و در نتیجه آمریکا مجبور است با حضور ایران کنار بیاید و خود را با آن سازگار کند». این حرف یعنی قدرت ایران آنقدر زیاد شده که حتی قویترین دشمنانش هم مجبورند آن را بپذیرند و دیگر نمیتوانند مانند گذشته با خیال راحت در منطقه فعالیت کنند.
موشکها؛ شناسنامۀ جوان ایرانی و نماد تفکر انقلابی ایران
امروز ایران اسلامی صاحب موشکهای سنگین، بالستیک، کروز، انواع پهپاد و شناورهای تهاجمی با انواع و اسامی مختلف از توان بالا در دقت، بُرد و میزان تخریب است که همه را با تلاش و خلاقیت جوانان ایرانی ساخته است.
ایران توانسته است با اتکا به توان داخلی خود، در ساخت موشکهای پیشرفته موفقیتهای زیادی کسب کند. این پیشرفتها فقط در حد یک سلاح نظامی نیست؛ بلکه نمایانگر خودکفایی و پیشرفت چشمگیر کشور در عرصۀ دانش و فناوری نظامیاند. این موشکها که حاصل تلاش، دانش و ابتکار جوانان و متخصصان داخلی هستند، از مرحله طراحی تا ساخت، بر پایۀ توان علمی بومی توسعه یافتهاند. ایران با تولید انواع موشکهای کوتاه، میانبُرد و بلندبُرد توانسته جایگاه خود را در میان قدرتهای موشکی منطقه تثبیت کند و نشان دهد که بدون وابستگی خارجی قادر است دفاع ملی را بر پایۀ دانش و ارادۀ داخلی تأمین نماید. این دستاوردها نهتنها جنبۀ نظامی دارند، بلکه نماد غرور ملی، اعتمادبهنفس علمی و اثبات توان جوانان ایرانی در مسیر استقلال فناورانهاند.
در این میان، آنچه از همه مهمتر است این است که؛ امروزه مفهوم «موشک» فراتر از یک سلاح صرف، به شناسنامه و تجسمی عینی از «تفکر انقلابی» بدل گشته است. همانطور که رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار قهرمانان و مدالآوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی، در تاریخ ۲۸/۷/۱۴۰۴ فرمودند: «ساخت دست جوان ایرانی... توانست به اعماق برخی از مراکز مهمّ رژیم صهیونی نفوذ کند و آنها را تخریب کند. این موشکها را جوانهای ایرانی ساختند؛ این را ما از جایی نخریدیم، این را ما از جایی کرایه نکردیم؛ این ساخت جوان ایرانی است، این شناسنامۀ جوان ایرانی است».
به کاربردن عبارت «شناسنامۀ جوان ایرانی» به این معناست که نوآوری و تواناییهای این جوانان برای کشور هویتی ملی و فرهنگی ایجاد کرده و به آنها اعتبار میبخشد. زیرا «شناسنامه»، نماد هویت، اصالت و معرفی شخصیت حقیقی انسان است. وقتی گفته میشود موشکهای ساختهشده توسط جوانان ایرانی «شناسنامۀجوان ایرانی» هستند، منظور این است که این دستاوردها تصویری واقعی از روحیه، توان، هوش و خلاقیت جوان ایرانی ارائه میدهند. این نشان میدهد که این نسل، هویتی مستقل و توانمند دارد و وابسته به دیگران نیست. و باور دارد میتواند بدون تکیه بر قدرتهای خارجی، نیازهای راهبردی کشور را تأمین کند.
تمام این موفقیتها مرهون خون شهدای گرانقدر و ترجمۀ تفکر انقلابی است. ترجمهشدن توانمندیهای موشکی به تفکر انقلابی، بدان معناست که این دستاوردها نه صرفاً یک پاسخ فنی به تهدیدات، بلکه نمادی از تحقق آرمانهای انقلابی در حوزۀ خودکفایی و اقتدار ملی تلقی میشوند. این موشکها، نمادی از خودباوری، استقلال، و ایستادگی در برابر نظام سلطه هستند؛ تجلی عملی تفکر انقلابی که بر اتکا به توان داخلی و مقاومت تأکید دارد. این تفکر، ابتدا توسط امام خمینی(ره) پایهریزی شده و سپس در دوران رهبری حکیمانۀ شهید آیتالله العظمی امام خامنهای(ره) به سطوح بالاتری از رشد و بالندگی رسیده است. این رشد، نه تنها از منظر کمی(افزایش تعداد و تنوع موشکها)، بلکه از منظر کیفی(بهبود دقت، برد و قدرت تخریب) نیز قابل مشاهده است.
بنابراین، موشکهای ایران فقط یک سلاح معمولی نیستند؛ آنها نمادی از «تفکر انقلابی» این کشور محسوب میشوند. این یعنی همین موشکها، نشان میدهند که ایران با ایدههای انقلاب، یعنی استقلال، خودباوری و ایستادگی در برابر ظلم، به این قدرت و توان رسیده است. افزون بر آن، چنین قدرتی حکایت از آن دارد که تفکر سکولاریستی، لیبرالیستی و ایدۀ شاهنشاهی هیچ یک توان این را ندارند که قدرت بازدارندگی و دفاع ایجاد کنند. چه اینکه صاحبان چنین تفکر و ایدهای برای خودشان ماهیت، عزّت، استقلال و اقتداری قائل نیستند، بلکه زبونانه خود را زیر سایۀ قدرت آمریکا تعریف میکنند.
توان موشکی، یک ضرورت حیاتی
امروزه اگر کشوری در برابر دشمنان خود فاقد توان موشکی و قدرت دفاعی مؤثر باشد، در واقع از یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی محروم است. چنین کشوری در شرایط تهدید، ناچار میشود امنیت خود را به توافقها یا حمایت خارجی وابسته کند، و این وابستگی بهتدریج استقلال سیاسی و تصمیمگیری ملی را تضعیف میکند. نبود موشکهای دفاعی باعث میشود دشمنان بهراحتی دست به تهدید، فشار یا حتی تجاوز نظامی بزنند، زیرا مطمئناند پاسخ قاطع و پُرهزینهای دریافت نخواهند کرد. علاوه بر خسارتهای نظامی، روحیۀ مردم و اعتماد ملی نیز آسیب میبیند. به همین دلیل، داشتن توان موشکی نهتنها برای جنگ، بلکه برای بازدارندگی، حفظ استقلال و صیانت از عزّت ملی یک ضرورت حیاتی به شمار میآید.
قدرتنمایی با موشکها؛ نمایش اقتدار و عبرت به دشمنان
ایران پیش از جنگ رمضان هم در موقعیتهای مختلف نشان داده که در استفاده از موشکهایش جدی است. حمله به پایگاه نظامی آمریکا در عراق (عینالاسد) پس از ترور سردار حاج قاسم سلیمانی(ره)، و همچنین حملات به مواضع گروههای تروریستی و تجزیهطلب در سوریه و عراق، نمونههایی از این قدرتنمایی هستند. این حملات فقط برای آسیبزدن نبودند، بلکه پیامی قوی برای دشمنان بودند که ایران در برابر تجاوزات، ساکت نخواهد نشست و پاسخی کوبنده خواهد داد.
مجلۀ بریتانیایی «اکونومیست» نیز اعتراف کرده که دقت و قدرت زرادخانۀ موشکی ایران، مسئولان واشنگتن و تلآویو را شگفتزده کرده است. همچنین، اسکات ریتر- افسر و بازرس سابق تسلیحات سازمان ملل- تأکید میکند که ایران در این جنگ به دنبال این نیست که کشورها از او حمایت کنند. از این رو ایران امروز یک «آرمان» است؛ آرمانی ضدآمریکایی ضد امپریالیستی و ضد هژمونی آمریکا است.
آری در این جنگ نابرابر، همه با چشم خود دیدند که ایران از چین، روسیه، یمن یا حزبالله برای کمک در نبردش درخواست نمیکند، برخلاف آمریکا و اسرائیل که از کشورهای دیگر ازجمله انگلیس، آلمان و کشورهای عربی کمک میخواهند. این یعنی در این نبرد، آمریکا در اوج ضعف و ایران اسلامی در اوج قدرت، دست بالا را دارد.
هزینههای درگیری برای دشمنان
درگیری با ایران اسلامی هزینههای سنگینی برای دشمنان دارد. روزنامۀ نیویورک تایمز گزارش داده که جنگ علیه ایران در هفته اول حدود ۶ میلیارد دلار برای آمریکا هزینه داشته است، که بخش زیادی از آن صرف مهمات و رهگیرهای موشکی شده است. این نشان میدهد که مقابله با ایران، چه از نظر مالی و چه از نظر نظامی، کار آسانی نیست. گزارشها حاکی از آن است که ایران با ۴۰ کشور و ۱۶ لایۀ پدافندی مقابله کرده است، که این خود نشاندهنده قدرت دفاعی ایران و شاید مصداق «امداد الهی» باشد که مردم ایران به آن باور دارند. این موضوع نشان میدهد که حتی با وجود تمامی امکانات دشمنان، ایران توانسته است با شجاعت و توان بالا مقاومت کند و موفق شود.
مأموریت آینده؛ ساختن انسانِ مقاوم
با وجود آنکه بنیان بازدارندگی در اندیشۀ انقلاب اسلامی بر ایمان، وحدت و رضایت عمومی استوار است، این واقعیت انکارناپذیر است که قدرت نظامی و فناوری دفاعی نیز بخش ضروری و مکمل امنیت ملیاند. دشمن نباید در میدان تجهیزات و توان نظامی احساس برتری کند. در این زمینه، به لطف خدا و تلاش فرزندان مؤمن این سرزمین، ایران امروز در عرصۀ موشکی در قله قرار دارد. مسئولان نظامی کشور با تکیه بر ایمان، دانش بومی و همت جوانان، توانستهاند زیرساختی بسازند که دشمن را از هرگونه اقدام نظامی بازدارد. این قدرت، زبان بازدارندگی سخت است؛ زبانی که پیام صلح میدهد، اما اجازه تعرض نمیدهد. قدرتی که بر اساس آیۀ «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فی سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»(انفال/۶۰) شکل گرفته است.
در کنار این اقتدار سخت، مسئولیت مدیران و نخبگان علمی، مسئولان فرهنگی، آموزشی و اجتماعی، ساختن «انسان مقاوم» است؛ انسانی که در برابر تهاجم فکری، رسانهای و اخلاقی دشمن مصون بماند؛ یعنی تحت تأثیر تبلیغات، اخبار دروغ، یا ارزشهای بیگانه قرار نگیرند و بتوانند خودشان درست را از نادرست تشخیص دهند. و در مسیر آرمانها استوار بایستد و در برابر فشارهای بیرونی تسلیم نشوند. تحقق این هدف نیازمند برنامهریزی دقیق، پیوسته و چندبعدی است؛ یعنی همۀ بخشهای جامعه، از مدرسه و دانشگاه(آموزش و پرورش) گرفته تا رسانه (تلویزیون، اینترنت، شبکههای اجتماعی) و خانواده (تربیت اولیه)، باید دست به دست هم دهند تا نسلی مؤمن، بصیر، خودباور و مقاوم تربیت کنند./ والسلام.
علی ملکوتینیا










نظر شما